تجربهای از دل کلاس حرفهای یک معلم موفق
میخوام قصهای براتون بگم. قصهای واقعی از زنی که روزی فقط یک معلم ساده بود، اما حالا به یکی از الهامبخشترین چهرههای آموزش در شهرش تبدیل شده.
اسم من مریم رضاییه، معلم مقطع ابتدایی با ۱۴ سال سابقه. اولین باری که وارد کلاس شدم، دستهام میلرزید. فکر میکردم مهمترین کارم، درس دادن ریاضی و علومه. اما خیلی زود فهمیدم که دانشآموزها، بیشتر از درس، به دل و احساس معلم نیاز دارن.
نقطهی تحول
۳ سال پیش، یک دوره آنلاین رشد فردی برای معلمان شرکت کردم. اولش فقط بهخاطر گواهی ثبتنام کردم، ولی جلسه به جلسه، فهمیدم چقدر چیزهایی هست که نمیدونم. من یاد گرفتم چطور خودم رو بهتر بشناسم، چطور انگیزهام رو حفظ کنم، چطور با بچهها عمیقتر ارتباط بگیرم.
اون دوره زندگی حرفهای منو عوض کرد. فهمیدم که اگه خودم رشد نکنم، نمیتونم هیچ شاگردی رو رشد بدم.
وقتی آموزش از دل میاد
بعد از اون تغییر، سبک تدریسم فرق کرد. دیگه فقط درس نمیدادم، من الهام میدادم. به جای حفظ کردن، یاد گرفتن رو جشن میگرفتیم. دانشآموزام میدونستن که اشتباه کردن یعنی یاد گرفتن.
به یاد دارم دانشآموزی داشتم به اسم پارسا، همیشه خجالتی و کمحرف. با چند تکنیک ارتباطی که تو اون دوره یاد گرفتم، تونستم اعتمادشو جلب کنم. الان پارسا یکی از دانشآموزای برتر مدرسهست و توی شعر خوندن، همه رو شگفتزده میکنه.
پیامی به همه معلمها
اگه معلمی، بدون رشد فردی نمیتونی به معنای واقعی، مؤثر باشی. لطفاً به خودت، روحت، انگیزههات و رؤیات اهمیت بده. رشد خودت یعنی رشد کلاس، رشد جامعه، رشد آینده.
من با دورههای ترمینو تونستم این مسیر رو شروع کنم. و هنوز هم در حال یادگیریام… چون یاد گرفتن، تموم نمیشه.
جمعبندی:
تجربهی مریم، فقط یک داستان نیست؛ آینهایه برای همهی معلمهایی که میخوان تأثیرگذارتر باشن. این مسیر با یک تصمیم ساده شروع میشه: رشد کردن.
دیدگاهتان را بنویسید